نمیدانم چطور شد و این عادت زشت را از کجا پیدا کردم، شاید چون معمولا یک مجموعه موسیقی مخصوص «حرکات موزون» به روز شده در خانه داشتیم -موسیقی که ساخته شده که فقط بشود با آن رقصید بدون این که حواست باشد و فرصت داشته باشی حرفهای بیربط خواننده الکی خوش را بشنوی و بفهمی و سر درد بگیری تکلیفش معلوم است دیگر، کسی هم انتظار بیشتری از آنها ندارد- من از همانجا استعداد آلوده شدن پیدا کردهام. شاید هم به خاطر این که این روزها بد جور توی ژستم –البته بیشتر برای خودم- و رقصم نمیآید، حتما دارم خاطرات روزگار خوش قادر به رقص بودن را مرور میکنم، نمیدانم.
اینها را میگویم که اخطاری داده باشم به شما که «مواظب سلیقه موسیقی خودتان باشید» اگر نه با کمی بیاحتیاطی به درد من مبتلا میشوید که تا همین یکی دو ماه پیش وقتی کسی میپرسید معمولا چه موسیقی گوش میدهم میتوانستم به راحتی جواب بدهم معمولا «سنتی» و شاید هم اضافه میکردم صدای «شجریان» و گاهی هم «ناظری» را بیشتر دوست دارم؛ حالا دیگر خجالت میکشم و یک جواب برای رد گم کردن پیدا کردهام و میگویم «همه چی»! هر بار هم به خودم قول میدهم که حالا که نمیتوانم سنتی گوش بدهم –دلایل آن را هم فکر میکنم بدانم- چند مجموعه آبرومندانه پیدا کنم، از نوع غربی یا شرقیاش دیگر فرقی نمیکند همین که بتوانم از گوش دادن به آن لذت ببرم، ولی هنوز نتوانستهام پیدا کنم.
خلاصه این که این روزها هر بار که در حال سعی و تلاش برای لذت بردن از موسیقی هستم در چشمان یاسی –خواهرم- میبینم: «از دست رفتی تو!» و صدایش را میشنوم: «اینا چیه گوش میدی آخه!؟ کم کن صداش رو حداقل!» در هر صورت شما که غریبه نیستید اعتراف میکنم این روزها اینها را گوش میدهم:
لا لا لا لای لای، لای لای ، لای لا لا لای لای/ لا لا لا لای لای، لای لای ، لای لا لا لای لای...
یه روز بیاد بشی تو هم گرفتار/ بیفتی دنبال این یار و اون یار/... /الهی بشکنه قلبت، الهی...
واااای دلُم /دلُم/ واااای دلُم دلُم دلُم/ واااای دلُم /دلُم/ / دلُم دلُم دلُم/ وای دلُم /دلُم/ وای دلُم دلُم دلُم/ وای دلُم /دلُم/ هوای بندر داره...
من سازگارم/ با روزگارم/ از تلخیاش اما/ شکایتی ندارم...
بهت گفتم و باورت نمیشه/ مثل من کسی عاشقت نمیشه/ مثل من کسی دیوونت نمیشه/ هواخواه و هوا دارت نمیشه...
وقتی با منی، حواستو جم کن/ وقتی پیشمی، شیطونیتو کم کن/ نه این ور/ نه اون ور/ فقط خودمو نگا کن...
شبا به عشق تووووو/ یواش و پنهونییییی/ میام به کوچه تووووون...
...
البته در آخر اشاره بکنم به این موضوع که هنوز به اینها هم نتوانستهام عادت کنم و هیچ کدام را تا آخر نمیتوانم تحمل کنم و معمولا به نصفه نرسیده آهنگ را عوض میکنم و نمیدانم خواننده جگر سوخته بالاخره چه کرد با «اون دل آتیش گرفته»اش!