تبليغاتX
ره توشه

ره توشه

عنوان: ماهی بزرگ – Big fish
کارگردان: تیم برتون - Tim Burton

An adventure as big as life itself

 «می‌گن وقتی عشق زندگی‌تون رو ملاقات کنین زمان متوقف می‌شه و این حقیقت داره... ولی چیزی رو که نمی‌گن اینه که با حرکت دوباره، زمان به سرعت حرکت می کنه تا به جای اصلی برگرده!»

 ادوارد بلوم مردی‌ است که از گذشته‌اش با داستانهای اسطوره‌ای عجیب یاد می‌کند و در همه آنها قهرمان داستانهاست. مثلا او وقتی عشق زندگی‌اش را ملاقات می‌کند زمان به راستی متوقف می‌شود و بعد وقتی زمان به سرعت شروع به حرکت می‌کند آن زن را گم می‌کند و برای پیدا کردنش سه سال در یک سیرک کار می‌کند...

ادوراد اصرار دارد حقیقت زندگی‌اش را به شکل همان داستانها تعریف کرده ولی پسرش همه آنها دروغ‌های هیجان‌انگیز می‌داند و باور نمی‌کند...


 + تمام تلاش برتون آن است که به یاد ما بیاورد خوب است گاهی بایستیم و یک قصه را به‌ طور کامل گوش کنیم و باورش کنیم. همین!

+ ادوارد بلوم اتفاقات را در قالبی عجیب روایت می‌کند نه برای اینکه از حقیقت آنها فرار کند بلکه برای اینکه به آن نیرو، هیجان و حرکت تزریق کند.

+ كاراكتر اصلي «ماهي بزرگ» كه زندگيش تنها در زنجيره پيوسته‌اي از قصه‌هاي عجيب و غريبي كه او خود با شور و شعف سرهم مي‌كند معنا مي‌يابد، در حقيقت همزاد ناگسستني خود فيلمساز است كه با دوربين جادويي‌اش زمان و مكاني افسانه‌اي مي‌آفريند.


 مرتبط:- عبور از ازدواج 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 20:41  توسط رهنورد  | 

می‌توانم کنار تو باشم و
باز بی آواز از راز اين همه همهمه بگذرم
من از پیِ زبانِ پوسيده‌گان نخواهم رفت
تنها من‌ام که در خواب اين هم زمستانِ لنگر نشين،
هی بهار بهار ... برای باغ بابونه آرزو می‌کنم.
حالا همين شوقِ بی‌قيمت و قاعده
همين حدود رؤيا و رفتنِ از پی نور، ما را بس،
تا بر اقليم شقايق و
خيالِ پروانه پادشاهی کنيم.
«سيد علی صالحی»

***

می‌نویسم چون دلم عجیب نوشتن می‌خواهد. دوباره پر شده‌ام از حرف‌هایی که به نوشتن نمی‌آیند. قرارم با خودم این نبود. باید می‌توانستم بی‌خیالِ همه قضاوتها بنویسم، شاید فقط برای خودم و دلم. کاش می‌توانستم بنویسم از این روزها که دوباره شده‌ام بانوی اردیبهشت و بی‌خیالِ در پاییز و زمستان جامانده‌ها بهاری شده‌ام و هیچ سرمای هوا را به روی خودم نمی‌آورم. می‌ترسم این روزها بگذرد و من از آنها هیچ ننوشته باشم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 16:27  توسط رهنورد  |