تبليغاتX
ره توشه

ره توشه

امروز همه وقتم به خواندن مجموعه مقالات شاملو گذشت. از سایت http://www.shamlou.org گرفته بودم. بعد از مدتها از خواندن یک متن لذت بردم. این اواخر تنها مطلبی که می خواندم و واقعا لذت می بردم شعر های شاملو بود. فضای این نوشته ها هم مشابه فضای شعرهاش بود و البته نه به قدرت آنها.

من دیر با شاملو آشنا شدم ولی درست موقعی که به شدت بهش احتیاج داشتم پیداش کردم. هر وقت به هم می ریختم شعرهاش را می خوندم، آرام نمی شدم ولی وارد فضایی می شدم که تا حدی همسوی فکر های خودم بود و هم آنقدر فراتر از دغدغه های اطرافم و اطرافیانم بود که به اندازه کافی از آنها دور می شدم.

 

قسمتی از مطالبی که امروز خواندم از "از مهتابی به کوچه":

 

"شما حق نداريد كم بدانید... شما حق نداريد به ھیچ يك از احكام و آيه ھائى كه از گذشته به امروز رسیده و چشم بسته آنھا را پذيرفته ايد ايمان داشته باشید .ايمان بى مطالعه سد راه تعالى بشرى است . فقط فريب و دروغ است كه از اتباع خود ايمان مطلق مى طلبد و به آنھا تلقین مى كند كه اگر شك آورديد رو یتان سیاه مى شود؛ چرا كه تنھا و تنھا شك است كه آدمى را به حقیقت می رساند."

 

" ما به جھات بى شمار به ايجاد يك چنین فضاى آزادى براى بده بستان فكرى و تفاھم متقابل نیازمنديم:

 

1- ھیچكس نمى تواند ادعا كند كه من درست مى انديشم و ديگران غلطند. صِرفِ داشتن چنین اعتقاد خودبینانه ئى دلیل حماقت محض است.

 

-2 گر احتمال صحت و حقانیت انديشه ئى برود آن انديشه لزوماً بايد تبلیغ بشود. منفرد و منزوى كردن چنان انديشه ئى بدون شك جنايت است.

 

-3 فردفرد ما بايد بكوشیم مردمى منطقى باشیم، و چنین خصلتى جز از طريق بحث و گفت و شنود با صاحبان عقايد ديگر محال است فراچنگ آيد.

 

-4 معتقدات دگماتیكى كه در باور انسان متحجر شده است تنھا از طريق تبادل انديشه و برخورد افكار مى تواند به دور افكنده شود. آ نكه از برخورد فكرى با ديگران طفره می رود متعصب است و تعصب جز جھالت و نادانى ھیچ مفھوم ديگرى ندارد.

 

-5 حقیقت جز با اصطكاك دموكراتیك افكار آشكار نمی شود، و ما بناگزير بايد مردمى باشیم كه جز به حقیقت سر فرود نیاريم و جز براى آنچه حقیقى و منطقى است تقدسى قائل نشويم حتى اگر از آسمان نازل شده باشد."

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت 23:33  توسط رهنورد  | 

چند وقته ننوشته ام وحتی تایپ کردن هم یادم رفته. یکی از دلایل ننوشتنم این بود که از نوشته های خودم خوشم نیومد با خودم خیلی فاصله داشتن. من انشام خوب نبوده و نیست واسه همین انتظار دیگه ای نمی شد داشت. فکرم هم آشفته بود و البته هست. می خواهم دوباره بنویسم، البته فقط به خاطر خودم. می دانم نوشته های من به درد کسی نمی خوره ولی نوشتن را دوست دارم و فکر می کنم با ادامه دادن این کار بطور پیوسته ایده های جدیدی برای خودم پیدا کنم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 22:25  توسط رهنورد  |