تبليغاتX
ره توشه

ره توشه

چه باید کرد؟ شما هم این روزها به همین فکر می‌کنید، نه؟

اگر خانواده‌هایی را می‌شناسید که عزیزانشان در درگیری‌های این روزها زخمی شده و بستری شده‌اند و یا شهید شده‌اند خبر بدهید که بتوانیم هزینه‌ی بیمارستان این عزیزان را برایشان فراهم کنیم. کمترین کاری که ما برای نشان دادن همدردی‌مان با این عزیزان می‌توانیم بکنیم به عهده گرفتن این هزینه‌هاست. شاید این‌طور بتوانیم به این خانواده‌های داغدار نشان دهیم که تنها نیستند، ما کنارشان هستیم و عزیز آنها عزیز همه‌ی ما ایرانی‌هاست.

پ.ن.شنیده‌ام برای تحویل دادن بدن شهیدان درگیری‌های اخیر از خانواده‌هایشان پول هم می‌گیرند! امیدوارم این خبر هم شایعه باشد. کسی هست که بتواند درست بودن با نبودن این خبر را پی‌گیری کند؟

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 20:51  توسط رهنورد  | 

 

+ من پشيمان نيستم، فقط...: راستش من نگران چهار سال تحمل دوباره نيستم، نگران تحمل چشم‌هاي خيره‌ي خيره به دوربين نيستم، نگران رويه‌اي هستم كه براي اولين بار آزمايش شد و اگر جواب بدهد... اگر جواب بدهد، هيچ غير ممكني در آينده غير ممكن نخواهد بود.

+ گونی‌ای که به جای کلاه بر سرمان رفت: این شوک و بهت غیر قابل توصیف جامعه ما را گرفته است. نسل جوانی که می‌خواست خودش را در این نظام تعریف کند دچار یاس تلخی شده است. موج مهاجرت در ذهن جوانان دوباره جدی می‌شود و هزاران "چیز" دیگر. اما در عین حال دنیا با این اتفاقات پایان نمی‌پذیرد. سعی کنید زمین نخوریم

موسوی برای دوشنبه درخواست مجوز راهپیمایی داده

+ راستی نظرتان درباره ی این درنگ ها چیست؟

+ آخرین بار: با این اعلام نتایج، به آن بالاتری‌ها باید گفت: «این آخرین باری بود که مردم تلاش کردند از طریق انتخابات ساختار نظام را اصلاح کنند.»

+ بدون شرح:

پروردگارا

گریه مکن.

درست می شود...

+ دام مرگ در میدان ولی عصر : یکی از اعضای ستاد موسوی اعلام کرد که دولت و نیروی انتظامی و پلیس قصد دارد از برنامه امروز (۲۶ خرداد) ساعت پنج به عنوان ” دام مرگ” استفاده کند. وی اعلام کرد نیروهای سرکوبگر قصد دارند چهارصد-پانصد نفر از مردم را به دام انداخته و بکشند تا با ایجاد ترس در مردم جلوی جنبش مردم در دفاع از حقوق و رای شان را بگیرند. این عضو ستاد موسوی از مردم خواست از شرکت در این مراسم و افتادن در این دام خودداری کنند.

+ روزنامه ی کیهان: ۲۵ ميليون نفری كه به آقای احمدی‌نژاد رأی داده‌اند تا ابد اين صحنه‌ها را تماشا نخواهند كرد و اشارتی كافی ست تا طومار همه‌ی اغتشاش‌گران درهم پيچيده شود.

+ آنها برای "دریدن" آماده اند: هنوز هم عکس های مانورهای تمرینی سپاه و بسیج در بیابان های قم در دو سال گذشته در سایت های خبری موجود است. مانورهایی که جهت سرکوب "ارازل و اوباش" و ناآرامی های شهری تدارک دیده و برگزار شد. خواهران و برادران بسیجی با باتومهایی در دست که بنا به اظهارات مسئولان نظامی "دشمن خیالی" را هدف قرار داده بودند...
دشمن اصلی این عده هرگز فرضی نبوده و نیست. دردناک اینکه دشمن خیالی آنها، خارجی هم نبوده و نیست. دشمن آنها ملتی است که ارازل و اوباش نامیده می شود؛ ما ملت ارازل و اوباش. آنها از مدتها قبل خواب این روزها را دیده اند. آنها از مدتها پیش در بیابانها برای دریدن "ارازل و اوباش" نعره کشیده اند.

+ فرهنگ ترور – شش؛ بریده‌یی از یک کتاب:

آلما دو آگُستو کور بود.
همسایگانش، که او را می‌شناختند و دوستش داشتند، متقاعد شده بودند گناهکار است.
وکیل پرسید: چرا؟
گفتند: خوب روزنامه‌ها می‌گویند.
وکیل گفت: اما روزنامه‌ها دروغ می‌گویند.
همسایه‌ها توضیح دادند: آخر رادیو هم می‌گوید. و تلویزیون هم!

+ ما با هم برادریم

+ تو کور خواندی زرنگ:

شمع نیستم
که به یک فوت تو
کلاه از سرم بیفتد
رسم دهان دوختن نیز تازگی ها
با رواج شکنجه روح
یکسره منسوخ شده است
 
اصلن لازم نیست از این پس
حرفی بزنم
دهانم را باز نکرده دنباله حرفم را
عاشقان می گیرند و
صدا در صدا
گوش فلک را هم کر می کنند
چه برسد به گوش های تار تنیده تو
 
تو کور خواندی زرنگ!
پیش ازآن که کاسه ی صبرم را
به جانب دریا پرتاب کنم
باید دستم را می گرفتی
حالا جلوی این موج ها را
که دایره وار
به سمت صخره های صبح می روند
دیگر نمی توان گرفت
...
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 21:21  توسط رهنورد  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 13:33  توسط رهنورد  | 

- نه نازنین! روزگار غریبی هم نیست؛ روز و روزگار تا بوده چنین بوده...

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 22:18  توسط رهنورد  | 

تنیس‌باز شدن من داستانِ خودش را دارد که شاید در جایی دیگر برایتان تعریف کردم. چیزی که اینجا می‌خواهم درباره‌اش حرف بزنم چیز دیگری‌ست؛ بین خودمان بماند دچار بحران مالی شده‌ام و دیگر به سختی می‌توانم به بازی با مربی‌ام با هزینه‌ی کمر‌شکن‌اش ادامه بدهم. فکر کردم – و البته با مربی‌ام هم مشورت کردم- که تمرین تنیس را با یک هم‌بازی ادامه بدهم بهتر است؛ هم هزینه‌ی کمتر دارد و هم هیجان بیشتر. از بین آشناها کسی را نتوانستم پیدا کنم. گفتم اینجا هم تیری در تاریکی بیاندازم ضرر نمی‌کنم که؛ شاید یک ساکن تهران پیدا شود که سطح بازی‌‌اش نزدیک من باشد و دنبال یک هم‌بازی باشد که در غیر از ساعات اداری بخواهد با او بازی کند.

قابل توجه خواننده‌های ورزشکار وبلاگ:

به یک هم‌بازی تنیس -ترجیحا با آی.تی.ان ۶ یا ۷- نیازمندیم.

علاقه‌مندان می‌توانند ایمیل یا شماره‌ی تماس خود را در بخش نظرات خصوصیِ همین پست ارسال نمایند.

راستی درباره‌ی تست ITN بگویم من هم تا امروز که تست دادم چیز زیادی از آن نمی‌دانستم. توضیح کلی این‌که این تست برای تعیین سطح بازی تنیس‌بازان انجام می‌شود.

پ.ن.۱. فعل پارسی را پاس بداریم را بی‌خیال شوید تا بعد...!

پ.ن.۲. راستی از آنجا که خیلی از مربی‌ها تست آی.تی.ان. نمی‌گیرند –انگار خیلی جا نیفتاده هنوز- گفته باشم آی.تی.ان. نزدیک ۶ یا ۷ یعنی یک جورایی مبتدی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 23:58  توسط رهنورد  |